
آییننامه اجرایی بند «ب» ماده ۴۳ برنامه هفتم چیست؟ راهنمای کامل بازار برق و تکالیف مشترکان در ۱۴۰۵
راهنمای کامل آییننامه بند ب ماده ۴۳ برنامه هفتم: قانون ۱۵۰ و ۳۰ کیلووات، بورس انرژی، خردهفروش، برق آزاد و سبز، صورتحساب و گواهی ظرفیت.
آییننامه اجرایی بند «ب» ماده ۴۳ برنامه هفتم چیست؟ راهنمای کامل بازار برق و تکالیف مشترکان در ۱۴۰۵
تحلیل حقوقی-کاربردی برای صنایع، سازمانها، مدیران انرژی و مشترکان بازار برق
آییننامه اجرایی بند «ب» ماده ۴۳ قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت، یکی از مهمترین مقررات سال ۱۴۰۵ برای تغییر معماری خرید، فروش، تسویه و تحویل برق در ایران است. این آییننامه فقط درباره «خرید برق از بورس» نیست؛ از تعیین تکلیف مشترکان ۱۵۰ کیلووات و بیشتر تا گسترش دامنه به ۳۰ کیلووات، نقش خردهفروشان، تابلوهای اول، آزاد و سبز، تفکیک اجزای صورتحساب، گواهی ظرفیت و تضمین تحویل برق را در یک چارچوب واحد کنار هم قرار میدهد. [۱]
این راهنما متن آییننامه را به زبان کسبوکار ترجمه میکند: چه کسی مشمول است؟ چه چیزی باید بخرد؟ اگر خرید انجام نشود چه میشود؟ هزینههای شبکه چگونه از قیمت انرژی جدا میشوند؟ گواهی ظرفیت برای انشعاب جدید چه اثری دارد؟ و در شرایطی که اجرای عملیاتی برخی احکام بهتدریج در حال تکمیل است، مدیر یک مجموعه صنعتی یا تجاری دقیقاً چه اقداماتی باید انجام دهد؟

خاستگاه آییننامه، خود بند «ب» ماده ۴۳ برنامه هفتم است. این بند وزارت نیرو را مکلف میکند با لحاظ ارزش سوخت نیروگاهها و توسعه معاملات برق در بورس انرژی، سهم معاملات بورسی را تا پایان سال دوم برنامه به حداقل ۳۰ درصد و در پایان برنامه به حداقل ۶۰ درصد کل معاملات برساند. در کنار این هدف کمّی، اصلاح رابطه مالی دولت و صنعت برق، کاهش ناترازی مالی و ایجاد انگیزه برای افزایش بازده نیروگاهها و کاهش تلفات شبکه نیز تصریح شده است. [۲]
بنابراین، آییننامه را باید بخشی از یک اصلاح ساختاری دید: قیمت و معامله انرژی از خدمات فیزیکی شبکه جدا و شفافتر میشود؛ تولیدکننده و خریدار بیشتر به بستر بازار متصل میشوند؛ و نقش «تأمین برق» بهتدریج از فروش سنتی یکپارچه به مجموعهای از انرژی، ترانزیت، ظرفیت، گواهیها و خدمات تسویه تبدیل میشود.
هیئت وزیران این آییننامه را در جلسه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، به پیشنهاد وزارت نیرو و با همکاری وزارتخانههای نفت و امور اقتصادی و دارایی و سازمان برنامه و بودجه و پس از تأیید شورای اقتصاد تصویب کرد. متن مصوبه در ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ نیز در پایگاه اطلاعرسانی دفتر هیئت دولت بازنشر شد. [۱][۳]
اما برخی تکالیف ماده ۲ با عبارت «دو ماه پس از ابلاغ» و «یک سال پس از ابلاغ» نوشته شدهاند. از نظر عملی، نباید تاریخ تصویب را خودکار معادل تاریخ شروع همه تکالیف دانست. برای هر تصمیم اجرایی، تاریخ و متن ابلاغ رسمی، دستورالعملهای بعدی وزارت نیرو و وضعیت همان شناسه قبض نزد شرکت توزیع یا برق منطقهای اهمیت دارد. این تفکیک بهویژه در تابستان و شهریور ۱۴۰۵ مهم بود؛ زیرا همزمان با متن قانونی، جلسات تبیینی برای آمادهسازی مشترکان ۱۵۰ کیلووات تا یک مگاوات ادامه داشت. [۴]
ماده ۲ سه گروه مهم میسازد. گروه نخست، مشترکان با قدرت قراردادی ۱۵۰ کیلووات و بیشتر هستند که متن آییننامه برای آنها تأمین برق از بورس انرژی یا شرکتهای خردهفروش دارای مجوز وزارت نیرو را دو ماه پس از ابلاغ مقرر کرده است. گروه دوم، مشترکان ۳۰ کیلووات و بیشتر هستند که یک سال پس از ابلاغ وارد دامنه شمول میشوند. گروه سوم، مشترکان زیر ۳۰ کیلوواتاند که شرکت توزیع همچنان موظف به تأمین برق آنهاست، اما خود مشترک میتواند داوطلبانه از خردهفروش خرید کند. [۱]
نکته کلیدی این است که معیار ماده ۲ «قدرت قراردادی» است؛ یعنی ظرفیتی که در قرارداد انشعاب ثبت شده، نه مجموع انرژی مصرفی ماهانه بر حسب کیلوواتساعت. برای مثال، یک واحد با قدرت قراردادی ۲۰۰ کیلووات حتی اگر در یک ماه فقط ۹۰ کیلووات پیک واقعی داشته باشد، صرفاً به دلیل افت مصرف آن ماه از طبقه قدرت قراردادی خود خارج نمیشود.
برای شناخت نقش خردهفروش، تفاوت آن با شرکت توزیع و روشهای خرید مستقیم، راهنمای قبلی نیروبان درباره خردهفروشی برق در ایران؛ قوانین ۱۴۰۵ و راهنمای خرید

آییننامه میان «مصرف تا سقف مجاز» و «مصرف مازاد بر سقف» تفاوت میگذارد. تا سقف مصرف مجاز، تأمین از تابلوی اول انجام میشود. مازاد بر سقف میتواند از تابلوهای برق آزاد و سبز، گواهی برق تجدیدپذیر و گواهی صرفهجویی تأمین شود. سقف مصرف مجاز نیز قرار است بهصورت ماهانه و یک ماه قبل، توسط کارگروهی با حضور وزارتخانههای نیرو و امور اقتصادی و دارایی تعیین شود. [۱]
در تعریف آییننامه، برق خریداریشده از تابلوی برق سبز و تابلوی برق آزاد از اعمال قطع و محدودیت ناشی از ناترازی در ایام گرم سال و محدودیت سوخت در شبکه مستثنا شده است. این مزیت باید دقیق تفسیر شود: مصونیت به میزان برق و دورهای مربوط است که واقعاً از ابزار مربوط خریداری شده، و جایگزین ملاحظات فنی شبکه یا رخدادهای خارج از تعهد قراردادی نیست. [۱][۵]

تبصره ۵ ماده ۲ برای مشترکان با قدرت قراردادی بیش از یک مگاوات یک تکلیف تخصصیتر در نظر گرفته است: این گروه باید برق مصرفی خود را تا سقف مجاز، پیش از تحویل و بهصورت رقابتی از طریق بازار مشتقه بورس انرژی تأمین کند. فلسفه این حکم، افزایش رقابت و کشف منصفانه قیمت عنوان شده است. [۱]
این الزام با حکم ماده ۴ قانون مانعزدایی درباره صنایع پرمصرف یکی نیست، هرچند ممکن است برای برخی صنایع همزمان مصداق پیدا کند. مدیر انرژی باید مقررات «تأمین بازارمحور» و مقررات «خودتأمینی/نیروگاه صنایع» را جداگانه بررسی کند تا یک تکلیف به اشتباه جایگزین تکلیف دیگر نشود.
در سمت عرضه نیز نیروگاهها مکلف شدهاند برق تولیدی خود را پیش از دوره تحویل و با رعایت سهم تعیینشده در برنامه هفتم، از طریق ابزارهای بورس انرژی یا بازار عمدهفروشی شرکت مدیریت شبکه عرضه و معامله کنند. این دوطرفه بودن اصلاحات—تعهد خریدار و تعهد عرضهکننده—برای شکلگیری بازار نقدشونده و قابل اتکا اهمیت دارد. [۱]
تبصره ۴ ماده ۲ برای حالتی که مشترک بالای ۳۰ کیلووات از سازوکارهای تعیینشده خرید نکند، مسیر جایگزین تعریف کرده است: برق این مشترک از طریق خردهفروش برنده مناقصه شرکت توزیع یا برق منطقهای و در بستر بورس انرژی تأمین میشود. خردهفروش نیز مکلف است برق مشترکان طرف قرارداد خود را صرفاً از ابزارهای قابل معامله در بورس انرژی تهیه کند. [۱]
این حکم یک پیام مهم دارد: «نخریدن مستقیم» لزوماً به معنی بازگشت دائمی به مدل قبلی فروش سنتی نیست. معماری جدید تلاش میکند حتی تأمین جایگزین را نیز به خردهفروش و بستر بازار متصل نگه دارد.
تبصره ۷ همان ماده، برای یکپارچهسازی و شفافیت، ثبت، انجام معاملات و تخصیص برق را به بستر بورس انرژی گره میزند و وزارت امور اقتصادی و دارایی را مکلف به فراهمکردن زیرساخت لازم میکند. بنابراین در آینده، رهگیری منشأ معامله، تخصیص و تسویه باید نسبت به گذشته ساختیافتهتر و قابل حسابرسیتر شود. [۱]
ماده ۳ شرکت توانیر را موظف میکند سازوکار ثبت هزینههای برق را برای همه مشترکان بهصورت تفکیکشده فراهم کند. چهار جزء محوری عبارتاند از: «هزینه خرید برق»، «خدمات شبکه توزیع»، «خدمات شبکه انتقال» و «مابهالتفاوت اجرای مقررات/یارانه مشترکان یارانهای». این تفکیک از منظر حسابداری انرژی بسیار مهم است، زیرا قیمت خود انرژی را از هزینه استفاده از شبکه و آثار سیاستگذاری جدا میکند. [۱]
ردیف خدمات شبکه انتقال باید به حساب شرکتهای برق منطقهای و ردیف خدمات شبکه توزیع به شرکتهای توزیع واریز شود؛ هزینه خرید برق برای خرید انرژی اختصاص پیدا میکند و مابهالتفاوت مقررات/یارانه به توانیر میرسد. آییننامه همچنین برای تسویههای این ماده، تسویه یکروزه و واریز به حساب ذینفعان را پیشبینی کرده است. [۱]
اگر هدف شما فهم اثر این اجزا بر مبلغ واقعی قبض است، مقالهٔ نیروبان درباره محاسبه هزینه برق ۱۴۰۵؛ قبض خانگی، تجاری و صنعتی

ماده ۵ تأکید میکند برق خریداریشده از بورس باید از طریق مدیریت شبکه، شرکتهای توزیع و برق منطقهای و با دریافت هزینه خدمات شبکه انتقال و توزیع در نقطه مصرف تحویل شود. یعنی معامله بازار، مالکیت و تسویه تجاری انرژی را تغییر میدهد؛ اما تحویل فیزیکی همچنان به شبکه سراسری وابسته است. [۱]
همچنین قرار است هنگام معامله، هزینههای ثابت اعلامی وزارت نیرو—از جمله خدمات شبکه، سوخت، مابهالتفاوت اجرای مقررات، عوارض قانونی، تکالیف تجدیدپذیر و مالیات بر ارزش افزوده—از مشترک یا خردهفروش دریافت و میان ذینفعان تسویه شود. این سازوکار میتواند مقایسه قیمتها را شفافتر کند، اما برای تصمیم خرید همچنان باید «هزینه مؤثر نهایی» را دید، نه فقط نرخ انرژی تابلو. [۱][۶]
تبصره ۲ ماده ۵ تدوین سازوکار تضمین معاملات و پوشش ریسک عدم ایفای تعهدات را پیشبینی کرده است. تا زمان ابلاغ سازوکار نهایی، متن مصوبه ضریب جبران خسارت را با نگارش «۴/۱» در متن فارسی نشان میدهد؛ در شیوه نگارش رایج اعداد اعشاری فارسیِ مقررات، این عبارت به معنی ۱٫۴ برابر متوسط نرخ تابلو در نماد همان دوره مصرف است، نه یکچهارم. در قراردادها بهتر است همین مفهوم بهصورت «۱٫۴ برابر» بدون ابهام نوشته شود. [۱]
ماده ۶ یکی از اثرگذارترین بخشهای آییننامه برای توسعه کسبوکارهاست. پس از ابلاغ، تأمین برق متقاضیان جدید و مشترکانی که افزایش ظرفیت میخواهند به خرید و ارائه گواهی ظرفیت وابسته میشود. برای قدرت قراردادی یک مگاوات و بیشتر، متقاضی باید رأساً گواهی ظرفیت را از بورس تهیه کند؛ برای کمتر از یک مگاوات، شرکت توزیع به نمایندگی از متقاضی خرید میکند و هزینه را دریافت میکند. [۱]
دارندگان گواهی ظرفیت، در سقف گواهی خریداریشده از مزیت مهمی برخوردارند: آییننامه تأمین برق در آن سقف را با تعرفههای قانونی و بدون اعمال محدودیت پیشبینی میکند. اگر مصرف یا ظرفیت مورد نیاز از میزان گواهی بیشتر باشد، بخش مازاد باید در چارچوب برق آزاد، برق سبز، گواهی تجدیدپذیر یا گواهی صرفهجویی تأمین شود. [۱]
همچنین اگر متقاضی جدید یا افزایش ظرفیت، گواهی ظرفیت خریداری نکند، تأمین برق او صرفاً از تابلوهای آزاد و سبز و گواهیهای صرفهجویی یا برق تجدیدپذیر قابل انجام خواهد بود. این موضوع باید از همان مرحله امکانسنجی مالی پروژه یا توسعه خط تولید در CAPEX و OPEX انرژی دیده شود.

ماده ۷ شرکتهای توزیع و برق منطقهای را مکلف میکند برق «مصارف بالاتر از الگو» را از تابلوهای برق آزاد یا سبز یا بازار گواهیهای صرفهجویی و برق تجدیدپذیر تأمین کنند. وزارت نیرو نیز موظف شده است الگوی مصرف را برای همه مشترکان، از جمله تجاری و عمومی، تدوین و ابلاغ کند. [۱]
اثر این ماده فراتر از صنایع بزرگ است. اگر سازوکار قیمتگذاری و تأمین مازاد بر الگو بهصورت کامل اجرا شود، «مصرف پایه» و «مصرف مازاد» از نظر منشأ تأمین و قیمتگذاری بیش از گذشته از هم جدا خواهند شد. در نتیجه، مدیریت مصرف فقط ابزار کاهش قبض نیست؛ به بخشی از مدیریت ریسک خرید برق تبدیل میشود.
تا شهریور ۱۴۰۵، بازار و شرکتهای برق در حال آمادهسازی مشترکان جدید برای اجرای این چارچوب بودند. برای نمونه، در نشست تخصصی اتاق بازرگانی فارس در اول شهریور، الزامات صنایع ۱۵۰ کیلووات تا یک مگاوات، نحوه صورتحساب و روشهای تأمین بازارمحور تشریح شد. در دهم شهریور نیز معاون برق و انرژی وزارت نیرو دوباره بر ورود مشترکان پرمصرف به سازوکار بورس و نقش این اصلاحات در توسعه سرمایهگذاری نیروگاهی تأکید کرد. [۴][۷]
در نتیجه، دو گزاره را باید همزمان پذیرفت: اول، متن آییننامه یک چارچوب حقوقی مشخص با آستانهها و مهلتهای صریح ایجاد کرده است؛ دوم، پیادهسازی سامانهها، روش صورتحساب، آموزش مشترکان و برخی دستورالعملهای مکمل میتواند تدریجی باشد. برای قرارداد واقعی، آخرین وضعیت اجرایی شناسه قبض و دستورالعمل مالک شبکه از هر مقالهای، از جمله این مقاله، معتبرتر است.
از نظر مدیریتی، بهترین رویکرد «انتظار تا روز الزام» نیست. حتی اگر برای یک گروه هنوز اجرای کامل آغاز نشده باشد، آمادهسازی داده مصرف، بررسی قدرت قراردادی، شناسایی خردهفروش مجاز، مدلسازی هزینه و کنترل دسترسیهای بورس زمانبر است و باید پیش از نقطه الزام انجام شود.
• قدرت قراردادی هر انشعاب را از قرارداد انشعاب و قبض استخراج کنید؛ به پیک مصرف یک ماه اکتفا نکنید.
• برای هر شناسه قبض تعیین کنید در کدام گروه قرار میگیرد: زیر ۳۰، ۳۰ تا کمتر از ۱۵۰، ۱۵۰ کیلووات تا یک مگاوات، یا بیش از یک مگاوات.
• حداقل ۱۲ ماه داده مصرف و در صورت امکان داده ساعتی/بازهای کنتور را برای مدلسازی خرید آماده کنید.
• آخرین ابلاغیه شرکت توزیع یا برق منطقهای درباره شروع اجرا، سقف مصرف مجاز و روش صورتحساب را دریافت کنید.
• اگر خرید از خردهفروش را انتخاب میکنید، اعتبار پروانه، ظرفیت مجاز، فرمول قیمت، تضامین و روش تسویه کسری/مازاد را بررسی کنید.
• قیمت انرژی را به تنهایی مقایسه نکنید؛ خدمات شبکه، سوخت، مالیات، عوارض، تعهدات تجدیدپذیر و هزینههای تضمین را به مدل اضافه کنید.
• برای توسعه کارخانه یا افزایش دیماند، قبل از تعهد سرمایهگذاری، هزینه و دسترسی گواهی ظرفیت را برآورد کنید.
• در قرارداد، تغییر مقررات، تغییر سقف مصرف مجاز، عدم تحویل، جبران خسارت، فسخ، تضامین و نحوه تطبیق قبض را صریح بنویسید.
• پس از اولین دوره خرید بازارمحور، قبض را با معامله، تخصیص کنتور، ترانزیت و مالیات تطبیق و ممیزی کنید.
آیا دقیقاً ۱۵۰ کیلووات مشمول است؟
بله. متن ماده ۲ عبارت «۱۵۰ کیلووات و بیشتر» را بهکار برده است.
آیا معیار شمول، مصرف ماهانه است؟
خیر. در متن ماده ۲، ملاک آستانهها قدرت قراردادی است؛ انرژی مصرفی برای حجم خرید و تسویه کاربرد دارد.
آیا مشترک زیر ۳۰ کیلووات میتواند از خردهفروش برق بخرد؟
بله. آییننامه تأمین توسط توزیع را حفظ کرده، اما خرید داوطلبانه از خردهفروش را مجاز میداند.
اگر مشترک مشمول خودش خرید نکند چه میشود؟
متن آییننامه مسیر تأمین از خردهفروش برنده مناقصه شرکت توزیع یا برق منطقهای در بستر بورس را پیشبینی کرده است.
برق سبز یا آزاد به معنی تضمین مطلق عدم خاموشی است؟
خیر. مزیت مقرراتی درباره عدم اعمال محدودیت برای برق خریداریشده از آن ابزارها مهم است، اما حادثه فنی شبکه یا خرید ناکافی موضوع جداگانهای است.
برای افزایش ظرفیت برق، گواهی ظرفیت لازم است؟
طبق ماده ۶، پس از ابلاغ آییننامه، تأمین برق متقاضیان جدید و افزایش ظرفیت به خرید و ارائه گواهی ظرفیت وابسته شده است.
این مقاله جایگزین استعلام از شرکت توزیع است؟
خیر. به دلیل تغییرپذیری دستورالعملهای اجرایی، وضعیت هر شناسه قبض باید با آخرین ابلاغیه مالک شبکه کنترل شود.
جمعبندی: آییننامه بند «ب» ماده ۴۳ یک تغییر صرفاً تعرفهای نیست؛ معماری بازار برق را از نحوه خرید و ثبت معامله تا تفکیک صورتحساب، تسویه ذینفعان، گواهی ظرفیت و تأمین مصرف مازاد بازطراحی میکند. برای کسبوکارها، مهمترین تصمیم این است که قدرت قراردادی و الگوی مصرف خود را دقیق بشناسند و پیش از الزام عملی، مسیر تأمین و مدل هزینه مؤثر را آماده کنند.
۲. قانون برنامه هفتم پیشرفت، فصل انرژی و ماده ۴۳، مصوب ۱۴۰۳/۰۳/۰۱.
۴. تسنیم، «صنایع فارس در آستانه ورود به بورس انرژی»، ۱۴۰۵/۰۶/۰۱.
۵. تسنیم، «صنایع با خرید از تابلو آزاد و سبز، از خاموشیهای تابستان در امانند»، ۱۴۰۵/۰۴/۳۰.
۷. تسنیم، «برق صنایع پرمصرف از بورس انرژی تأمین میشود»، ۱۴۰۵/۰۶/۱۰.
۸. بخشنامه وزارت نیرو درباره تعرفههای برق و شرایط عمومی سال ۱۴۰۵.
یادداشت تحریریه: این مقاله برای آموزش، تحلیل مقررات و تصمیمسازی عمومی تهیه شده است و مشاوره حقوقی یا جایگزین استعلام آخرین ابلاغیه وزارت نیرو، توانیر، شرکت مدیریت شبکه، بورس انرژی، شرکت توزیع یا برق منطقهای مربوط به شناسه قبض شما نیست. تصاویر مقاله اختصاصی نیروبان هستند و از وبسایتهای دیگر اقتباس نشدهاند.